<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روز نو</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 07 Dec 2009 20:21:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>نمی دانم ۱۸ تیر ۷۸ را دقیق به خاطر می آورید یا نه. من ۱۷ سالم بود اما یک نکته اساسی از آن روزها به خاطر دارم که موضوع اصلی، حمله ماموران لباس شخصی، به سرکردگی مسعود ده نمکی، و همچنین ماموران انتظامی به کوی دانشگاه بود. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یعنی آنچه که خشم دانشجوها را برانگیخت این حمله وحشیانه به ساحت دانشگاه بود که دانشجویان مقدس می دانستند و می دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز اما در جریان سالروز ۱۶ آذر اتفاق افتاد که به نظرم بسیار تلخ آمد. هرچند که در سیل حوادث و اخبار شاید کمتر به آن توجه شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نزدیک ظهر ۱۶ آذر از خیابان پورسینا رد می شدیم که دیدیم چند مرد با هیکل های درشت و ریش بلند با مشاهده و کنترل کارت شناسایی افرادی که اتفاقا به خودشان هم شبیه بودند، به آنها کارتی می دادند و می گفتند با همین کارت نهارتان را هم همین جا بخورید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این افراد پس از نشان دادن کارتی که همان دقیقه گرفته بودند به ماموران حراست دانشگاه تهران، وارد دانشگاه می شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رد شدم اما جلوتر دیدم که افرادی دیگر کارتی مشابه دارند و به نظر می رسد کارت ترددشان را قبل تر گرفته اند و از این طریق وارد دانشگاه می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عصر با خبر شدم که متاسفانه همان افراد که اعضای منتصب به پایگاه های مقاومت بسیج بودند، با باتوم الکتریکی و اسپری و گاز اشک آور به طرف دانشجوها آن هم در صحن دانشگاه حمله ور شده اند. ناخودآگاه به یاد ۱۸ تیر ۷۸ افتادم که حمله همین افراد یا بزرگترهایشان به محیط مقدس دانشگاه چه نتایجی به بار آورد... و حال به طور قانونی! و با کارت تردد در حالیکه ابزار نظامی همچون اسپری و باتوم در دست و زیر لباس دارند، وارد دانشگاهی می شوند که تا به حال واردش نشده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چه فکر کردم دیدم از ۲۲ خرداد تا کنون ده ها واقعه به بزرگی ۱۸ تیر رخ داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://tfew.ir/ali/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLmVzL25vZGUvNDk3NA%3D%3D&quot; target=_blank&gt;بیانیه شجاعانه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.................................................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما ای کاش امکانش بود که رسانه های حامی دولت سعی می کردند حداقل تا حدودی اخبارشان را به واقعیت نزدیک کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمی دانم شاید تصورشان بر این است که با وارونه جلوه دادن واقعیت یا با حذف آنچه که رخ داده است، وظیفه شان را انجام می دهند، اما وقتی رسانه های رسمی داخلی برعکس آنچه که رخ داده را منعکس می کنند مردم چاره ای جز این دارند که خبرهای واقعی را از رسانه های خارجی و یا سایت های خبری بشوند و ببینند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پانوشت۱: &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809161402&quot; target=_blank&gt;خبرگزاری ط ایران(فارس)&lt;/A&gt;: تعداد دانشجویان(!) حامی دولت در دانشگاه تهران را بیش از ۱۰ هزار نفر دانست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پانوشت ۲: &lt;A href=&quot;http://rajanews.com/detail.asp?lang_id=&amp;id=40908&quot; target=_blank&gt;سایت وابسته به انجمن ح (رجانیوز)&lt;/A&gt;: تعداد دانشجویان(!) حامی دولت در دانشگاه تهران را  بیش از ۴ هزار نفر اعلام کرد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پانوشت ۳: &lt;A href=&quot;http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=829424&quot; target=_blank&gt;خبرگزاری دولتی ایرنا&lt;/A&gt;: تعداد دانشجویان(!) حامی دولت را بیش از سه هزار نفر خواند!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 20:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنگ نرم و رسانه‌هاي اصولگرا. با تشكر ويژه از حاميان دولت!</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-150.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;چند وقتي است كه سعي مي‌شود تا با الگوگيري از نمونه‌هاي مشابه چند سال گذشته در كشورهاي ديگر، موضوع جنگ رسانه‌اي و جنگ نرم، مورد توجه قرار گيرد. اما در اين بين نقش رسانه‌هاي اصولگرا كه به‌عنوان پيشاني مقابله با اين حمله نرم دشمنٍ موردنظرشان، در حال كار رسانه‌اي هستند، چيست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند روز پيش در يكي از سايت‌‌هاي تندوري حامي احمدي‌نژاد، مطلبي با عنوان ”مرحوم كردان يا شهيد كردان“ منتشر شد كه بسيار جالب‌توجه بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نويسنده اين مطلب سعي كرده بود تا به نحوي كردان را شهيد جلوه دهد و اين اقدام درحالي بود كه پس از مرگ تلخ كردان، برخي رسانه‌ها و سايت‌ها در مطالبي طنز، به او نسبت كسي را دادند كه قصد دارد با مدرك شهادت جعلي به بهشت برود! همين موضوع ساعاتي پس از مرگ كردان تبديل به اس‌ام‌اس هايي شد كه بين مردم ردوبدل مي‌شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بخشي از مطلب اين سايت اصولگرا كه تلاش داشت كردان را شهيد خطاب كند عمق فاجعه به حدي بود كه هر كسي را بيشتر از پيامك‌ها و مطالب سايت‌هايي كه حمله‌كننده رسانه‌اي خطاب مي‌شوند، به خنده و البته تاسف وامي‌داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اين راستا بد نیست نگاهي كنيم به اخبار و تحليل‌هاي ديگر سايت‌ها و خبرگزاري ها و روزنامه‌هاي جريان اصولگرا یا همان جناحی از جریان اصولگرا، و ببينيم كه آيا اين رسانه‌ها در جنگ نرم عليه دولت پيشتازند يا رسانه‌هاي منتقد و مخالف؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گاه تحليل‌ها و خبرها آنقدر فاجعه‌بار، عجيب و بعضا خنده‌آور است كه هرگز يك سايت يا رسانه مخالف دولت و نظام نمي‌تواند تا اين حد براي حمله‌ي‌ به اصطلاح نرم، اثرگزاري داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه آن‌وقت كه به عنوان مثال برخي خبرگزاري‌ها خبر تجمع چند زن را منتشر مي‌كنند كه قاتل ندا آقاسلطان را انگليس معرفي مي‌كنند و بنا بر تصاوير همين خبرگزاري‌ها تعدادشان به 15 نفر هم نمي‌رسد و بعد هم در اظهارنظري ديگر قاتل ندا، آمريكا عنوان مي‌شود؛ چه وقتي كه مرحوم كردان در يك تحليل جالب‏ شهيد كردان خطاب مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از اين رو اگر فرض را بر اين بگيريم كه بين موافقان و مخالفان دولتِ مستقر، جنگ رسانه‌اي و اينترنتي و به‌اصطلاح نرم در كار است، بايد به رسانه‌هاي دولتي براي كمك به مخالفان دستمريزاد گفت كه خبرها و تحليل‌ها و گزارش‌هايشان نه‌تنها موجب كم‌اثر كردن حمله آنچه كه دشمن مي‌خوانند نمي‌شود، بلكه هم ذهن مخاطب را به‌دليل نوع مطالب، با مخالفان دولت همسو مي‌كنند و هم دستاويزي مي‌شوند براي تحليل و پردازش‌هاي مخالفان.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 21:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=150</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-150.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ستاره ها امانش ندادند و حالا هم...</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-149.aspx</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;meta content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot; http-equiv=&quot;Content-Type&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Word.Document&quot; name=&quot;ProgId&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 11&quot; name=&quot;Generator&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 11&quot; name=&quot;Originator&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\saeedi\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=&quot;File-List&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
 &lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; LatentStyleCount=&quot;156&quot;&gt;
 &lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:595.3pt 841.9pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:35.4pt;
	mso-footer-margin:35.4pt;
	mso-paper-source:0;
	mso-gutter-direction:rtl;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
	mso-para-margin:0cm;
	mso-para-margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:10.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-ansi-language:#0400;
	mso-fareast-language:#0400;
	mso-bidi-language:#0400;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;دو ماه پیش بود که با او تماس گرفتم.
می‌خواستم درباره منابع کنکور ارشد&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;سئوال کنم. خودش هم سال قبل، از رشته‌ای دیگر برای ارشد در علوم سیاسی
شرکت&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;کرده بود. کلی هم
به من امیدواری داد و گفت که احتمال قبولیم زیاد است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;تمام کتابها و فصل‌هایش را از بَر بود. هر کتابی که نام
می‌برد را دقیقا می‌گفت، از کجا تا کجا بخوانم و کدام صفحات را با دقت بیشتر&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;بخوانم.  می‌گفت، خودش چند ماه برای
کنکور خوب خوانده است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;اما ستاره‌ها امانش نداده بودند ولی باز هم امیدوار بود&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;ا.ز با
ستاره‌هایش درجه‌دار شد و حالا که از ترس دربندش کرده‌اند، ژنرال شده است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;



&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;به امید آزادی او و احقاق حق قانونی ادامه تحصیل برای همه. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;/p&gt;&lt;p&gt;.............................&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;link rel=&quot;File-List&quot; href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\saeedi\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
 &lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; LatentStyleCount=&quot;156&quot;&gt;
 &lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:595.3pt 841.9pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:35.4pt;
	mso-footer-margin:35.4pt;
	mso-paper-source:0;
	mso-gutter-direction:rtl;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
	mso-para-margin:0cm;
	mso-para-margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:10.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-ansi-language:#0400;
	mso-fareast-language:#0400;
	mso-bidi-language:#0400;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;

&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;پانوشت بي‌ارتباط!:
آقاي كواكبيان يا دهانت را ببند يا اگر نمي‌بندي به نماين&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;د&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;گي از اصلاح‌طلبان حرف
نزن، چون اصلاح‌طلب نيستي.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;نمي‌دانم
چرا &lt;/span&gt;&lt;style&gt;/*&lt;![CDATA[*/* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:595.3pt 841.9pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:35.4pt;
	mso-footer-margin:35.4pt;
	mso-paper-source:0;
	mso-gutter-direction:rtl;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt; /*]]&gt;*/&lt;/style&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;اعضاي &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;فرا&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;ك&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;سيون اقليت كواكبيان را از اين فراكسيون بيرون نمي‌اندازند؟! هرچند كه
اين اقليت كمي بي‌خاصيت‌تر از اين حرف‌ها است...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 17:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=149</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-149.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همه با هم دعا کنیم برای عبرت گرفتن!</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-148.aspx</link>
<description>آیا مرگ تلخ دوست دروغگو درس عبرتی می شود برای دیگران؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 16:52:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=148</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-148.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پلیس سیاسی؛ سیاست پلیسی</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-147.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اجرای طرح جمع آوری ماهواره ها، طرح برخورد با بدپوششی و گشت ارشاد و طرح امنیت و جمع آوری اراذل و... هیچکدام باعث نشد که با شنیدن نام پلیس، به یاد مسایل سیاسی بیفتیم. نیروی انتظامی به عنوان عمومی ترین ارگان نظامی که روزانه با هزاران نفر در سراسر کشور در ارتباط است کمتر سعی کرد چهره ای سیاسی از خود نشان دهد. چه آن روز که سردار طلایی طرح جمع آوری ماهواره ها را اجرا کرد، و چه آن روزی که سردار رادان طرح برخورد با بدحجابی را به اجرا گذاشت و در یک گفت و گو، انتقادات را عارق های روشنفکرانه عنوان کرد، باز هم نگاه به پلیس چندان نگاهی سیاسی نبود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کمتر با شنیدن نام نیروی انتظامی به یاد مسایل سیاسی افتادیم و هرچند که اقدامات پلیس زیر ذره بین افکار عمومی قرار داشت و دارد اما این ذره بین، ذره بینی اجتماعی بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزی که سردار رادان از پلیس تهران ترفیع درجه یافت و به جانشینی فرماندهی ناجا رفت، با نگاهی که در این فرمانده وجود داشت، انتظار برخی برخوردها در این نیرو وجود داشت، اما حوادث بعد از انتخابات بود که چهره ای دیگرگون و البته نزدیک به انتظار، از پلیس نزد افکار عمومی نشان داد. چهره ای که به هر شیوه ای باید در مقابل منتقدان بایستد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اتفاقات کهریزک نیز بر شدت این ماجرا افزود و حال هرکس که نامی از نیروی انتظامی می برد یا می شنود، چه اصولگرا و چه اصلاح طلب، اول به یاد بازداشتگاه کهریزک می افتد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما این باز پایان ماجرا نبود. حوادثی که پس از آن رخ داد و اظهارات فرماندهان پلیس، نیروی انتظامی را به دست خود فرماندهان، سیاسی تر هم کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه آنگاه که فرمانده نیروی انتظامی در مصاحبه هایی روزانه خبر از برخورد با کسانی که اغتشاشگر می خواند داد و در حالیکه برخی تجمع ها برگزار شده بود، عنوان می کرد تجمعی برگزار نشد! و چه آن روز که رییس پلیس پایتخت در هفته نیروی انتظامی با &quot;بدخواه&quot; عنوان کردن منتقدان، گفت: &quot;پوزه همه بدخواهان را به خاک خواهیم مالید&quot;، انتظاری جز این هم نمی رفت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرماندهان ناجا در مراسمی که حتی جلسه خبری نبود و پرسشی از سوی خبرنگاران از آنها مطرح نمی شد تا درباره حوادث پس از انتخابات سخن بگویند، این موضوع را به وسط  کشیدند و تیتری به رسانه ها دادند تا بار دیگر جنجالی به پا شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با وجود اینکه که نیروی انتظامی دارای یگان ها و بخش های تخصصی مختلف از پلیس آکاهی و پیشگری و مرزبانی و... است، اما دیگر امروز نام پلیس ذهن را به سوی یگان ویژه می برد و تلخیِ کهریزک. هرچند که فرمانده ناجا حادثه کهریزک را تخلف چند مامور می داند که نباید به کل ناجا نسبت داد و سردار رجب زاده هم برخی اتفاقات را تخلف ماموران و نه دستور سازمانی می خواند، اما آنچه که بعضا در خیابان ها دیده می شود، راز گشوده شده کهریزک را گشوده تر می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نیروی انتظامی به عنوان نیرویی نظامی و در عین حال اجتماعی که باید به مردم ارائه خدمت کند، حال در ذهن مردم چه وجهه ای دارد؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران چه پاسخی دارد و آیا جدا از قضاوت مردم درباره این نیرو، سیاسی شدن چهره پلیس به عنوان سازمانی اجتماعی را خوشایند می داند؟!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 16:52:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=147</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-147.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره اظهارات رییس پلیس آگاهی</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-146.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;نواقص قانونی و شرعی اظهارات سردار&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اظهارات رییس پلیس آگاهی کشور مبنی بر &quot;آمادگی پلیس برای اجرای احکام الهی&quot; از جمله قطع دست از سه جنبه قابل بررسی است. یکی اینکه به لحاظ قانونی نیروی انتظامی و پلیس آگاهی اصلا مجری احکام الهی و قضایی نیست که بخواهد در این رابطه اعلام آمادگی کند. نیروی انتظامی به لحاظ قانونی پس از دستگیری متهم باید ظرف 24 ساعت او را برای سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی دهد، مگر اینکه بنا به نظر بازپرس پرونده در دادسرا، احتیاج به تحقیقات بیشتر از متهم در اداره آگاهی وجود داشته باشد که در نهایت متهم پس احراز مجرم بودن هم به عنوان &quot;متهم&quot; تحویل دادسرا و دادگاه می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینکه رییس پلیس محترم آگاهی اعلام کند، &quot;پليس آماده اجراي حدود الهي است&quot; قانونا خلاف قانون است. در این زمینه قطعا رییس پلیس آگاهی کشور آگاهی و اطلاعات کافی را دارد اما مشخص نیست که نیروی انتظامی با چه مبنای قانونی می خواهد احکام الهی و حدود را اجرا کند؟ در شرایطی که دایره اجرای احکام در دادسراها و محاکم قضایی وظیفه اجرای هر حکمی که قاضی صادر می کند را دارند، پلیس بر چه اساسی در کار قوه قضاییه ورود می کند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته مهم دیگر اما نوع نگاه پلیس به جرم است. نیروی انتظامی به لحاظ ماهیت عملیاتی که دارد معمولا به دنبال ریشه و علت اصلی جرایم نیست. همانطور که مسئولان پلیس تصور می کنند به عنوان مثال می توانند با اجرای طرح های ضربتی و مقطعی با جرم یا تخلفات رانندگی در یک منطقه و محدوده جغرافیایی برخورد کنند، در این رابطه هم بر این عقیده هستند که دلیل اصلی وقوع جرم نداشتن قاطعیت قانونی است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نیروی انتظامی به لحاظ درگیری مداوم با جرم، دلیل اصلی را نقص قانون می داند اما کمتر می تواند به ریشه جرایم که مسایل اقتصادی و مشکلات اجتماعی است بپردازد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همانطور که سردار جعفری می گوید، &quot;اجرا نكردن حدود الهی بزرگرترين منشاء ريشه‌كن نشدن جرائم در كشور است&quot;، نیروی انتظامی از نداشتن قدرت تشخیص علت وقوع و افزایش جرایم رنج می برد و شدت بیشتر در برخورد را عامل ریشه کن کردن جرم می داند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته دیگر اما بحث حقوق بشر و انطباق آن با احکام اسلام است. به عقیده بسیاری از مراجع و نواندیشان دینی، احکام اسلام دو بخش است که یک بخش آن احکام ثابتی هستند که با گذشت زمان تغییر نمی کنند همچون احکام عبادی. اما بخش عمده احکام، احکام افعالی یا متغیر هستند، یعنی در برخی شرایط زمانی مکانی دارای مصلحت هستند و در ظرفی که این مصلحت استیفا می شود شرعا معتبرند. تعارض بین حقوق بشر و احکام ثابت نیز هرگز مشاهده نمی شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موضوع، احکام افعالی یا متغیر است که بعضا با توجه به شرایط زمان و مکان و با عنایت به عقلایی بودن و عادلانه بودن در زمان اجرا، دچار تغییر متناسب با زمان نشده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرچند که علامه حلی و آیت‌الله خوانساری بر این باورند که حدود و قصاص منحصر به عصر امام معصوم (ع)است و آیت الله خمینی(ره) نیز معتقد بودند که «حکومت شرعی می‌تواند احکام اولیه و فروع دین را بنا بر مصلحت تعطیل کند» و همینطور آیت‌الله منتظری نیز معتقد است که از باب تزاحم و تبعیت احکام از مصالح و مفاسد، اگر در روزگار کنونی اجرای مجازات مرگ به مشوه شدن سیمای دین بینجامد، تعطیل آن واجب است، اما دیدگاهی در بخشی از مسئولان انتظامی و گاه قضایی حاکم است که بر اجرای احکام بدوی تاکید دارد. دیدگاهی که به اسلام استناد می کند اما نگاهی به شرایط زمان و مکان ندارد و معتقد است که احکام اسلام باید به همان شکل اولیه اجرا شود. نقطه تقابل حقوق بشر با این احکام در واقع تقابل با اسلام نیست، بلکه تقابل با برخی تندروی ها به نام اسلام است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در رابطه با این بحث هم رییس پلیس آگاهی کشور گفته است: &quot;ما هرچه قدر هم در اجراي قوانين و اصول شرع خودمان عقب‌نشيني كنيم باز هم مورد تائيد مجامع بين‌المللي به‌ويژه غرب قرار نمي‌گيريم و بهتر است كه ما وظايف خودمان را برابر عقل و شرع انجام دهيم.&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما سردار بزرگوار! در اینکه این احکام جزء احکام اسلام، البته احکام غیرثابت اسلام، هستند شکی نیست اما آیا اجرای این احکام در شرایط کنونی برابر با عقل است؟!&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;!-- cg3.c2.mail.re1.yahoo.com compressed/chunked Sat Oct 31 13:45:27 PDT 2009 --&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 19:23:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=146</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-146.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا آینه تاریخ شکسته؟!</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-145.aspx</link>
<description>از آنجا که اگر چیزی ننویسم کلا بهتر است! به چند نکته مرتبط با هم اما نامربوط اشاره گذرا می کنم! اشاره ام هم در هر سئوال به یک جریان است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱: اگر حق با تواست، و مردم هم با تو! تَرست از چیست؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲: جای کارگر در حرکت کجاست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳: جمعیت روستایی واجد شرایط رای دادن در ایران حدود ۱۱ میلیون نفر است، اگر همه هم یک نظر یکسان داشته باشند! باز هم می شود ۱۱ میلیون! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴: چه کسی می گوید جمعیت روستایی نمی فهمد؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵: آیا آینه تاریخ شکسته است؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 20:58:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=145</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-145.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-144.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;جاده یاد روزهای تلخ می‌اندازدم. هرچند تلخی آن روزها هم جوری شیرینی داشتند. یک نوستالوژی که نمی‌دانم تلخ است یا شیرین. روزهایی که بزرگترین آرزو رفتن به خانه بود. جاده، وقت جدایی تلخ بود. سرد بود و ریزه‌های برف انگار ریزه‌های سنگ بودند بر سر ما. و من باید می‌رفتم. جاده وقتی کنار جاده می‌ایستادم و رفتن آدم‌ها را می‌دیدم هم تلخ بود. همه می‌رفتند و من باید می‌ماندم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جاده وقتی برمی‌گشتم جور دیگری بود. انگار فراموش می‌کردم که باید باز هم برگردم. وقتی داستان جاده تمام شد، فهمیدم که چه کودکانه در انتظار پایان داستان جاده بوده‌ام. که آن بزرگراهی که باید واردش شوم بسی سهمگین‌تر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می‌گویند ننویس، می‌گویند حرف نزن، می‌گویند خفه شو...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مگر می‌توانم؟! من به امید این روزها جاده‌ها را پشت سر گذاشته‌ام. جاده‌های طولانی، جاده‌های سرد و استخوان سوز...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مگر می‌شود؟! پس اگر قرار است اینگونه باشد، چه بهتر که اینجا نباشم. چه بهتر که جاده‌هایی که ماه‌ها و بارها از آن گذشته‌ام را دیگر نبینم و تنها خاطره‌ای از آنها در ذهنم بماند. چه بهتر که اینجا را رها کنم با همه بدی‌ها و خوبی‌هایش. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمي دانم كسي آن دورها انتظار ما را مي‌كشد...؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 07:05:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=144</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-144.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گل و بلبل!</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-143.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=7&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=7&gt;گل، و بلبل!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 03:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=143</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-143.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ديروز تولد ايليا بود</title>
<link>http://yedafe.blogfa.com/post-142.aspx</link>
<description>ديروز تولد ايليا بود. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من تنها آخرين روز را به ياد مي‌آورم كه در آغوش من بودي. در آغوش من تا گرسنگي‌هايت را فراموش كني. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و لبهاي خشكت كه تشنه شير بود و من بي‌رحمانه تو را از مادرت دور نگه مي‌داشتم. چون تو بايد چند ساعت قبل از عمل گرسنه مي‌ماندي. تنها چند ثانيه تو را به مادرت نشان دادم و تو مي‌خواستي مادرت را در آغوش بكشي اما من باز هم بي‌رحمانه تو را با خودم بردم. من بي‌رحمانه تو را گرسنه نگه داشتم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بي‌تابي‌هايت را به ياد مي‌آورم. ديگر خسته شده بودي. و لحظه آخري را كه در اوج گريه، لبخندي زدي و براي هميشه رفتي. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو در آغوش من بودي. يادت هست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ................................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ايليا خواهرزاده‌ام بود كه سه ماه پيش وقتي ۹ ماهش بود در اتاق عمل براي جراي خارج كردن كيست از سرش از دنيا رفت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 08:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yedafe&amp;postid=142</comments>
<dc:creator>yedafe</dc:creator>
<guid>http://yedafe.blogfa.com/post-142.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
