تبليغاتX
روز نو - اندر اقدامات آن كوتوله مرد

روز نو

یه خبر خوب؛یه خبر بد...

بگفتندتو يك حرفه اي! (مي باشي)كه اندر وزينك ما غنيمت مي نمايي.

بفرمودند به پادشاه خود اندر معاونت اجتماعي ناجا نيز گفته ايم كه ما غنايم را جمع كرده ايم اندر وزينك نامه هفته.

چند ماهي بگذشت و سو’ استفاده ها از اين غنيمت بشد جز تجاوز!

ناگهان زند مردي به ما بگفت كه حاجي بزرگ ـ مقدم ـ نماينده تام الاختيار پادشاه بزرگ ما فرموده اند كه ديگر اين مردك به نزد ما نيايد.

مو’دبانه بگفتم به درك.

روزي بعد قوي دل مردي از آن وزينك نامه امين تماس بگرفت و بگفتا كه مي داني چرا برفتي؟!

بگفتم چرا؟

پروفسور مردكي اندك موطلايي اندر يك خبرگزاري كه نامش نام يكي از استانهاست به كوتوله اي اندر مركزي در آن نيروي انتظام بگفته كه خبرنگاركي از ايسنا مشغوليت دارد اندر امين.

قوي دل مرد افزودن كرد: كوتوله مردك به نزد پادشاهمان در معاونت اجتماعي برفته و بگفته كه مخالف مردكي با نيروي انتظامي و طرح هاي عظيمش اندر وزينك نيرو مشغوليت دارد و بايد بكله پايي اش...

متهير مانديم و بگفتيم: غمگين نييم از اين چرا كه كار بسیار است. اما اندك اخبار حادثه اندر آن امينك مرتبط با طرح هاي عظيمناك آن نيرو بود؟!

 اين داستانك با وجود اهميت اندكش براي ما اما شخصيت دو تن را بيش از پيش براي ما آشكارا كرد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 15:21  توسط مهران فرجی  |