بنويس بابا مثل هر شب نان ندارد
بنويس سارا به سين سفره مان ايمان ندارد
بعد از همان تصميم کبري ابرها هم *** يا سيل مي بارد و يا باران ندارد
بابا انار و سيب و نان را مي نويسد *** حتي براي خواندنش دندان ندارد
انگار بابا همکلاس اولي هاست *** هي مي نويسد اين ندارد آن ندارد
بنويس کي آن مرد در باران مي آيد *** اين انتظار خيسمان پايان ندارد
ايمان برادر گوش کن نقطه سر خط *** بنويس بابا مثل هر شب نان ندارد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:30  توسط مهران فرجی
|
