تبليغاتX
روز نو - میرحسین موسوی کاندیدای حاکمیت

روز نو

 

«در عرصه اين گزينش بزرگ، كساني بايد داوطلب شوند كه علاوه بر شايستگي‌هاي فردي، متناسب با اين مسؤوليت عظيم از ابزارها و امكانات لازم جهت اداي حق اين منصب برخوردار باشند.»

این بخشی از بیانیه انصراف میرحسین موسوی از کاندیداتوری در انتخابات 84 بود. و حال این سئوال مطرح است که آیا امروز این امکانات و ابزارهای لازم  مورداشاره میرحسین فراهم شده است؟!

میرحسین که در طول سال های گذشته و در میان درخواستهای مکرر، ترجیح داده بود سخنی نگوید و وارد عرصه نشود چطور شده است، حالا که همه می گویند نیا، می آید؟

چه شد که قالیباف که بنرهای تبلیغاتیش را هم آماده کرده بود، انصراف را بر کاندیداتوری ترجیح داد؟

چه اتفاقی افتاد پس از سفرهای انتخاباتی خاتمی و استقبال مردمی از او؟

چه شد که مقام رهبری درست چند روز پس از اعلام کاندیداتوری میرحسین، دست خود را از پشت دولت نهم برداشت و در مشهد گفت، برخی از حمایت ما از دولتها سوء برداشت نکنند؟

چه شد که میرحسین چهار روزه مجوز روزنامه سراسری گرفت؟!

چه شد که ناگهان خاتمی کنار کشید؟ هرچند که اصلاح طلبان ساختاری دل خوشی از اشتباهات، کوتاه آمدن ها، بی تفاوتی ها و سکوتهای خاتمی نداشتند، اما کناره گیری او هرچه که بگوید از جایی به او گفته نشده است که کنار برود سئوال برنگیز است و شاید تاریخ در این باره حقیقت را کشف کند.

سخنرانی میرحسین در تعطیلات نوروز به ویژه قسمت آخر آن حاوی نکات مهمی بود. البته نه سخنان او، که سکوت او حامل یک پیام جدی بود. او در پاسخ به سئوالی درباره دردست گرفتن اختیار نیروی انتظامی و افزایش اختیارات رییس جمهور ترجیح داد «هیچ چیر» نگوید. و در سخنرانی های بعدی نیز به پیروی و پایبندیش به نهادهای انتصابی تاکید کند. حمایت برخی اصولگرایان ا زمیرحسین، البته بر اصولگرا بودن تا اصلاح طلبی او صحه می گذارد.

 صحبت درباره گشتهای ارشاد خیلی ها را یاد سخنرانی های احمدی نژاد پیش از انتخابات ریاست جمهوری انداخت که «ما چه کار به لباس دختران و موی سر پسرها داریم؟»

البته صداقت میرحسین را نباید با دروغگوی بزرگ مقایسه کرد اما شعار او همان شعار «عوام فریبانه» و پوپولیستی است. برخی از طرفداران میرحسین که تا قبل از کناره گیری خاتمی، میرحسین را به باد شدیدترین انتقادات می گرفتند، این سخن میرحسین را مهمترین صحبت او می دانند! و سعی می کنند این شعار را نشانی از اصلاح طلب بودن یا اصلاح طلب شدن میرحسین عنوان کنند! اما واقعا در شرایط کنونی گشت ارشاد تا چه حد دغدغه مردم است؟

در شرایطی که رییس ستاد میرحسین گفته است، هر که با رهبری موافق باشد می تواند در ستاد او فعالیت کند،اما از سوی دیگر حامیان میرحسین به طور غیررسمی سعی در عنوان کردن اختلافات عمیق بین میرحسین و مقام رهبری در دوره نخست وزیری میرحسین دارند تا از این طریق افرادی که می خواهند به دیگران «نه» بگویند و به دنبال تغییرات بنیادین هستند را همچون انتخابات 76 به پای صندوق های رای بیاورند؛ اما میرحسین خود، در سخنرانی هایش بر تبعیت از رهبری و اعتقاد به همین قانون اساسی موجود تاکید می کند، و رییس ستاد تبلیغات میرحسین نیز در گفت وگویی با فارس عنوان کرد که «موسوي از همه افراد پايبند به «قانون اساسي» و «رهبري» بهره مي‌گيرد.»

چرا درباره اختلافات میرحسین و رهبری در زمان جنگ هیچ صحبتی نمی شود؟ چون بنای این اختلافات دیگر به هم ریخته است چرا که آیت الله خامنه ای آن روز حرفی را می زد که امروز اصلاح طلبان می زنند؛ درهای باز در سیاست خارجی، اقتصاد باز، افزایش اختیارات ریاست جمهوری و... تاکیدات آن موقع آیت الله خامنه ای بود که چپهای آن دوره و میرحسین با آنها مخالف بودند اما حال، نه رهبری چنان اعتقاداتی دارد و نه میرحسین بر اقتصاد بسته و برخی اصولش در آن مقطع رمانی تاکید می کند.

نمی دانم شاید دیگران کشف کرده باشند! اما د رتمام سخنرانی های میرحسین نشانی از اصلاح طلبی کشف نشد و او هر چه بیشتر سخن می گوید بیشتر اصولگرا بودنش را به رخ می کشد.

اما نکته ای که برای من مهم است کنار هم قرار دادن واقعیتهایی است که در یک ماه گذشته رخ داده است؛ اعلام ناگهانی کاندیداتوری پس از بیست سال سکوت و دو بار خودداری از حضور در عرصه با وجود اصرار گروه های مختلف، انصراف خاتمی، کناره گیری قالیباف، گرفتن چهارروزه مجوز روزنامه، قطع تلویحی حمایت رهبری از احمدی نژاد و...

به نظر، باید به این رخدادها مشکوک بود و ساده انگارانه است که به راحتی از کنار این واقعیتها گذشت.

اما گذشته از این ها آیا با این شرایط، حمایت مشارکت و کارگزاران از میرحسین، جز برای رسیدن به «بلندی های جولان» و دستیابی به قدرت است؟

سیاستهای خارجی تند دولت گویا به مذاق خوش آمده است؛ چه آنکه میرحسین هم همان ادبیات را البته به شکلی مناسبتر در رابطه با سیاست خارجی و غرب به کار برد، اما مدیریت داخلی و اشتباهات مدیریتی احمدی نژاد نابخشودنی بوده است و با وجود برخی حمایتها، سرانجام به این نکته پی برده شد که اشتباهات احمدی نژاد با وجود «تابع» بودن و تبعیتش، کشور را دچار بحران کرده و در وضعیت تقریبا خطرناکی قرار داده است.

اینگونه است که از میرحسین موسوی خواسته می شود که بیاید تا نه دوران متشنج اصلاحات همانگونه که کروبی در دیداری گفت، «نمی خواهند، دوباره تکرار شود»، را شاهد باشند و نه اشتباهات احمدی نژاد را و نه ایستادگی گاه گاه برخی کاندیداها در مقابل فراقانونی ها.

 باز هم سوء استفاده دولتی ها و قلب مطلب: http://snn.ir/NewsContent.aspx?NewsID=93479

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 16:9  توسط مهران فرجی  |