تبليغاتX
روز نو - يك شوي خنده‌دار به نام "ما هستيم"

روز نو

موضوع خنده‌دار بودن اين حركت بحثي‌است كه به آن مي‌پردازم اما نمي‌دانم چه بر ما گذشته در اين ساها كه حال برخي، ترجيح مي‌دهند پاي حرفهاي يك سلطنت‌طلب در آن‌سوي آبها بنشينند و با حرفهايش هم دلشان كمي خنك شود و هم بعدش احيانا بروند در صف نانوايي يا روي ديوار بنويسند "ما هستيم".

مي‌دانيد! هم خنده‌دار است و هم گريه‌آور. خنده‌دار به‌خاطر مضحك بودنش و گريه‌آور به‌خاطر برخي واكنش‌هايي كه مي‌بينيم.

اما چه شده كه ماهستيم اين ماهستيم شده است كه حالا مي‌بينيم؟

به‌نظر من بايد اول نگاهي انتقادي بكنيم به اينكه رهبران جنبش‌هاي اجتماعي در كشور كجاهستند كه ماهستيم خودش را سردمدار يك جنبش بداند؟! البته اين ادعاي جنبش بودن بسي عجيب است چون اين دوستان به‌طور قطع اصلا معني جنبش را نمي‌دانند؛ گرنه نام اين حركت مضحك را هرگز نمي‌توان جنبش گذاشت.

آنچه كه ما شنيديم و خوانديم، جنبش اجتماعي حركت خودجوش مردمي و گروه‌هاي اجتماعي كه هدف مشتركي دارند است براي اعتراض به يك موضوع يا وضعيت. و اين اعتراض از سوي رهبران جنبش كه از دل جامعه و جنبش بيرون آمده هدايت مي‌شود.

نمي‌دانم شايد نيازي به بازگو كردن تعريفهاي جنبش اجتماعي در اينجا نباشد اما مطمئنم داد و بيدادهاي يك آدم شكم‌سير كه البته از افراد ساده‌لوح براي اين كارهايش پول هم مي‌گيرد و درآمدزايي هم دارد، و حركات كور افرادي كه پاي صحبتهاي او مي‌نشينند يك حركت كور است نه جنبش.

كجاي تاريخ و كجاي دنيا رهبر جنبش خارج از كشور مي‌نشيند و براي خودش اورد مي‌دهد؟!

رهبر در تبعيد شنيده‌ايم اما رهبري كه از اول خارج از كشور باشد و از آنجا به مردم بگويد براي اعتراض بروند در صف نانوايي، نه!  كسي كه ايده جديدش هم هيچ‌چيز نباشد و درلابه‌لاي حرفهايش بتوان سلطنت‌طلبي را يافت؛ و اين يعني تلاش براي جايگزيني "استبداد بدتر" جاي استبداد.

مقصر مي‌توانند همه كنشگران اجتماعي باشند كه شايد ما هم جزيي از آن باشيم كه نه‌تنها نتوانسته‌‌اند اعتماد و اطمينان مردم را براي ايجاد تغيير جلب كنند، بلكه از سوي ديگر نتوانسته‌اند به مردم بقبولانند كه براي هر تغييري بايد هزينه‌اي حداقلي داد. و باز هم از طرف ديگر(طرف سوم)! رابطه نخبگان اجتماعي با مردم رابطه مناسبي نبود تا مردمي كه ديگر نخبگان مذهبي برايشان مرجع هدايت و حركت نيستند، بتوانند مرجع ديگري براي رجوع داشته باشند.

پيش از اين كه دوست عزيزم، امیرهادی انواری اين موضوع را مطرح كرد و خواست كه مطلبي در اين‌باره بنويسم گفتم اين موضوع آنقدر چيپ و بي‌ارزش است كه حتي ارزش يك پست وبلاگ را هم ندارد، اما به‌نظرم رسيد كه خب ما هستيم حركتي بود كه به قول یکی از دوستان ، نمودي بيروني يافته و وقتي از خانه بيرون مي‌آييم يك‌باري جمله ماهستيم را روي ديوار مي‌بينيم پس بايد روشنگري كرد.

اما اين را هم بايد بگويم كه به هر حال اين حركت هم به‌نوعي نشان دادن اعتراض اما با روشي عجيب، غلط و كوركورانه است. من به‌شخصه معتقدم، با توجه به اينكه حركاتي همچون "ما هستيم" توان هيچ تغييري را به هيچ وجه ندارند، پس بگذار باشند و در اين ميان اما تلنگري به خودمان بزنيم!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:22  توسط مهران فرجی  |