تبليغاتX
روز نو

روز نو

۱: برای پوشش خبری جلسه پنجم دادگاه دستگیرشدگان پس از انتخابات به مجتمع قضایی امام خمینی رفتیم که اسم ما در لیست نبود! و ما را راه ندادند که بعد از یک ساعتی معطلی با عکاس به ایلنا برگشتیم. از آنجا که این دادگاه ها را واقعه مهمی در تاریخ کشورم می دانم که آیندگان به درستی درباره اش قضاوت می کنند، حضور از نزدیک در این واقعه، هرچند تلخ اما در عین حال با جذابیتهای خاصی بود، که محروم شدیم.

۲: همیشه رسم دوست داشتن همین بوده و هست.

۳: کاش می دانست...  کاش می فهمید...

۴: حالا عکس های ایلیا را نگاه می کنم اما دیگر گریه نمی کنم. جای او خوب است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 16:59  توسط مهران فرجی  | 

سال پیش همین موقع ها بود گویا که نشست دانشجویان محروم از تحصیل باز هم در دفتر همیشه بازِ  کیوان صمیمی برگزار شد و من برای خبرش و دیدن یکی از دوستانم به آنجا رفتم. چند صندلی پلاستیکی و پارچ آبمیوه و یک بسته شکلات، پذیرای میهمانانی بود که هرکدام خانه کیوان صمیمی را صمیمی و ماءمنشان دانسته بودند.

کاوه بود و نبوی و دیگران...

کیوان صمیمی بعد از تقی رحمانی برای صبحت پشت میز رفت و گفت که نمی خواهد حرف خاصی بزند؛ اما حرف خاصی زد! او از دانشجویان زندانی سخن گفت و از هزینه های آزادی خواهی حرف زد. و در آخر گفت: برای هدفی که داریم باید آمادگی زندان را هم داشته باشیم و باید حبس هم کشید. زندان رفتن دیگر ننگ نیست، افتخار است. همان موقع نریمان مصطفوی به شوخی گفت: ان شالله همه با هم برویم، و بعد همه خندیدند.

چند ماه بعد کاوه را دیدم و یاد شوخی نریمان مصطفوی افتادم و به کاوه گفتم آن روز را یادت هست؟

شوخی نریمان جدی شده بود و او آن روز که من کاوه را می دیدم در زندان بود.

چند ماه گذشت و من باز هم با دیدن عکس کیوان صمیمی در دفتر یکی از روزنامه ها، به یاد حرفش در آن جلسه افتادم. کیوان صمیمی در زندان بود. آری کیوان صمیمی عزیز! باید هزینه داد...

و من دیگر خبر بازداشت و زندانی شدن هر کسی را که می شنوم یاد آن حرف کیوان صمیمی می افتم.

آن حرف صمیمی حالا واقعیت یافته بود. او مثل شهیدی که عشق شهادت داشته، عاشقانه این حرفش را زد. از آن جمع حالا نبوی نیز همچنان دربند است و کاوه رضایی هم به تحمل ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

درود بر آنها؛ درود بر کیوان...

 http://www.autnews.cc/node/2674

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 9:41  توسط مهران فرجی  | 

1: حضور هاشمي رفسنجاني در جريان اصلاحات مايه قوت و افتخار اين جريان نيست، به نظر من بيشتر مايه ننگ اين جريان است. ما علاوه بر حافظه تاريخي بلندمدت، حافظه كوتاه‌مدتمان را هم از دست داده‌ايم گويا! فراموش كرده‌ايم كه اصلاحات در مخالفت با هاشمي و سياست‌هايش به وجود آمد.

2: پس از يكي، دو ماه بيكاري و استراحت نسبتا مطلق پس از انتخابات، به ايلنا رفتم و اميدوارم كه حداقل تا چند ماه آينده مشكلي پيش نيايد برايش.

3: دلم گاه براي ايليا مي‌گيرد و مي‌گيرد و مي‌گيرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 11:9  توسط مهران فرجی  |