ادامه مطلب
ادامه مطلب
وقتي كه يكي از دوستان از او درباره واكنش آقاي خاتمي درباره به زندان افتادن او كه در دورهاي وزير كشور خاتمي بود، سئوال كرد بدون هيچ كنايهاي گفت: هيچچي؛ و بعد از مكثي كوتاه گفت: مدتي بعد اظهار تاسف كردند. البته عبدالله نوري انتظاري جز اين نيز از خاتمي گويا نداشت و حتي از اين سئوال تعجب كرد.
براي آنان كه جانبر كف بودند نه چماقبر دست، براي آنان كه حقطلب بودند نه جاهطلب، براي آنان كه خدادوست بودند نه بندهپرست؛ نه سياستمدار بودند...، نه قدرتطلب بودند...، نه...
براي آنها كه عاشق بودند...؛
استخواني ماند و يك و يك پلاك، و چشماني كه در آن سو، ديگر سويي براي انتظار نداشت.
و چه ميدانست «شهيد» كه روزي، بيآنكه باشد و بداند، چماقي ميشود بر سر آنها كه وقتي شهيد شد، چشم به جهان گشودند. و چه ميدانست كه ابزار كساني ميشود براي رسيدن به آمال كثيف سياسي طيف اقتدارطلب، كه از نام او هزينه ميكنند تا ضعفها و سياهكاريهاي خود را توجيه و پنهان كنند.
ابزاري بهنام دين، وسيلهاي بود كه با اسم آن و با سوءاستفاده از تقدس دين، سالها و سالها، ديكتاتوري و استبداد گلوي جامعه آزاديخواه ايراني را فشرد و ميفشارد، و حال شهيد نيز...
چه ميدانست شهيد كه اقتدارگراياني كه بهسختي توان راه رفتن دارند، اينگونه در جهت لكهدار كردن نام او گام برميدارند. چه ميدانست كه سالها بعد، برادرش تنها و تنها بهخاطر انتقاد، از تحصيل محروم ميشود.
چه ميدانست كه روزي چماقي خواهد شد بر سر دانشجويان، تا اگر انتقاد و اعتراضي به مرگ آرمانش كه آزادي و استقلال بود، كردند، مقتدران قدرتپرست، آن را بر سر دانشجويان ميكوبند؟ چه ميدانست كه دانشگاه، آن محل علم و عقيده و انديشه، گورستان ميشود و مزار شهدا، تا با نام شهيد، منتقدان سركوب شوند و مكان علم به پادگان نظامي شبيه شود. و اينگونه نگاه دانشجوياني كه جنگ را، هرچند دو سال دفاع و شش سال...، نديدند به شهيد خدشهدار شود.
چه ميدانست شهيد...
................................
اعضای انجمن جعلی دانشگاه شیراز که متشکل از نیروهای تندروی حامی دولت هستند در روزهای تعطیل به دانشکده خبر می آیند. فکر می کنم این نهایت کم خردی باشد که برخی سعی کنند با دعوت از اعضای انجمن های جعلی و دولت ساخته، به آنها مشروعیت بدهند.
اعضای این تشکل دولت ساخته در حالی در دانشکده خبر حضور می یابند که تعدادی از اعضای انجمن اصلی و دانشجویی دانشگاه شیراز از تحصیل محروم شده اند، تعدادی در زندان هستند و تعدادی نیز با قرار وثیقه آزادند.
................................
كاوه رضايي آزاد شد؛ خوشحالم و تبريك ميگم.
