تبليغاتX
روز نو

روز نو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 20:8  توسط مهران فرجی  | 

 

اطلاعیه انجمن کارآفرینی دانشجویان در ایلنا: به کارمان ادامه می دهیم

 اطلاعیه انجمن کارآفرینی در تریبون

از همان روز نخستی که از سوی دانشجویان به عنوان عضوی از انجمن کارآفرینی دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشکده خبر انتخاب شدم، پیش‌بینی سنگ‌اندازی‌ها را کرده بودم. از دستور‌العمل جدید و عجیب بستن دفتر، قبل از ساعت ۵ عصر، تا قطع شدن ناگهانی اینترنت که البته مشکلش حل شد، تا برخی مشکلات دیگر...

با امیدهای زیادی برای انجمن کارآفرینی کاندیدا شدم، و برنامه‌هایی داشتم تا بتوانیم کار را برای خودمان و بچه ها بهتر پیش ببریم.

چند روز پس از برگزاری انتخابات، به دفتر برخی از مسئولان دانشکده هم رفتیم و برنامه‌ها را اعلام کردیم که ادامه فعالیت‌های قبلی و برخی طرح‌های جدید بود. همان روزها به آنها گفتم که ما در انجمن کارآفرینی تنها کارهای آموزشی و در راستای برنامه‌ها و اساسنامه انجام می‌دهیم.

برای اینکه این تنها تشکل دانشجویی و البته آموزشی دانشکده خبر باقی بماند، تاکید کردیم که کارآفرینی را باید از همه مسائل جدا کرد و با اینکه من در این تشکل هستم، اما هیچ کار سیاسی در آن صورت نخواهد گرفت.

چند روز پس از برگزاری انتخابات کارآفرینی، تصمیم گرفتم به دلیل برخی مسایل و مشکلات، استعفا بدهم و خیال خیلی ها را راحت کنم. حتی موضوعات دیگری مطرح شد، اما باز هم به دفتر مسئولان رفتم که آنها گفتند، نه، هیچ مشکلی وجود ندارد و حساسیتی نیست.

کارآفرینی تنها جایی است که دانشجوها از هر گروهی به آن مراجعه می کنند. انجمن کارآفرینی مامن دانشجویان است که وقتی به دانشکده می‌آمدند و کاری داشتند، سری هم به انجمن می‌زدند. کلاس‌های خوبی را برای این ترم می‌خواستیم برگزار کنیم؛ طنز مطبوعاتی، شیوه صحیح نگارش در خبر، ترجمه همزمان و...

اینها چه ایرادی داشت؟!  اقدام علیه چه کسی بود؟!  فقط کمی و فقط کمی، نشاط را به دانشکده می‌آورد.

ديروز، شنبه، تمام تبلیغات کلاس‌های انجمن کارآفرینی جمع و پاره شد. نمی‌دانم چرا!  فقط مات مانده بودم و نگاه می‌کردم که چطور تلاش برای ارتقای سطح کیفی دانشکده و برگزاری کلاس‌هایی که به نظرمان خیلی مفید می‌رسید، دور ریخته شدند.

صبح ديروز برای پیگیری موضوع نشریه سه بار به دفتر معاون دانشجویی دانشکده مراجعه کرده بودم اما هربار گفتند که نیست! پس از حمله به تبلیغات کارآفرینی هم، بسیار تلاش کردم که با معاون دانشجویی دانشکده حداقل تلفنی صحبت کنم اما ایشان گفتند که در جلسه هستم.

با مسلم عباسی تماس گرفتم و موضوع را گفتم و او با آقای یاوری،معاون دانشجويي، تماس گرفت. آقای یاوری گفته بود که تمام کلاس‌ها را ملغی کنید و ادامه فعالیت شما باید با هماهنگی کامل با دانشکده و آقایی به نام موسوی که مسئول تشکلهای دانشکده خبر شده است، صورت گیرد. مهر انجمن را هم به ایشان تحویل بدهید و فعلا هیچ کلاسی برگزار نکنید. گزارش کارهایی که تا الان شده و گزارش مالی هم، باید ارایه شود.

نمی‌دانم دلیل این سنگ‌اندازی‌ها در کارهای انجمنی که به هیچ وجه سیاسی نیست و کار عمده‌اش برگزاری کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی و کاریابی برای دانشجویان است، چیست، امامسئولان دانشکده قطعا باید بدانند که این محدودیت‌ها خلاف اساسنامه انجمن کارآفرینی است.(اگر مطالعه کرده باشند) 

به هر روی، انجمن کارآفرنی برای همه دانشجویان دانشکده خبر است. همه دانشجویانی که از حقوق اساسی خود محروم شده‌اند. اما همه باید بدانند که اینجا جای عقده گشایی‌های سیاسی و حتی صنفی نیست.

اینجا برای دانشجویان است. دانشجویانی که از "اساتید با لیاقت و برجسته"، "نشریه دانشجویی"، "شوراي صنفي"، "تشکل سیاسی و انجمن اسلامی"، اینترنت پرسرعت و اتاق خبر مناسب و چندین و چند حق اساسی و قانونی دیگر  محروم مانده‌اند.

اینجا را از دانشجویان نگیرید...

....................................................

 

مطلب نامرتبط!:

آقای عزیزی که فحش می‌نویسی! من برای نظرات وبلاگم فیلتر نمی‌گذارم و کامنتها بدون تایید من قابل مشاهده هستند. شما شخصیت و شعور خودت را در نظرات خصوصی به خودم نشان بده! تهدید هم نکن و اگر پته‌ای داریم که می‌شود روی آب ریخت! درنگ نکن و همین حالا فاش کن تا همه بفهمند!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 11:16  توسط مهران فرجی  | 

 

زماني‌كه هيتلر پس از رسيدن به قدرت، در نخستين اقدام، خبرگزاري آلمان را در اختيار گرفت و به توپخانه تبليغاتي آلمان نازي تبديل كرد و تمام نهادهاي غيردولتي را دولتي ساخت، شايد تصورش را نمي‌كرد كه پس از سالها، روزي، افرادي در آن سوي جهان، هم هولوكاستش را تكذيب كنند و هم روش او را با شيوه‌‌اي پيشرفته‌تر، سرلوحه عمل خود قرار دهند.

همان مجلس مجعول هفتم كه با نظارت استصوابي، منتخبان، پيش از انتخابات انتخاب شدند، تجربه خوبي بود براي نهادسازي و جعلي‌سازي. ديگر چه دليلي وجود دارد براي انحلال و به توپ بستن آن؟!

و چه‌قدر هوشمندانه، هم مجلس ماند، و هم مجلس نماند...! مجلسي كه نمايندگان انتخاب‌شده‌اش از پيش مشخص شده‌ بود كه چه كنند و چه نكنند، و اقليتي هم كه راه يافتند چه بهتر كه راه نمي‌يافتند.

پس چه تجربه خوبي بود آن مجلس. صداي نمايندگان را از راديو مي‌شوني؟! مجلس برقرار است و نمايش مضحك مجلس و مشروطه اجرا مي‌شود.

آري؛ ديگر دليلي براي انحلال و انهدام و انفجار نيست. نهادسازي‌هاي «گسترده» و «سازمانيافته‌» مجعول از همان زمان گويا كليد خورد. انجمن اسلامي دانشجويان مستقل، انجمن خبرنگاران مسلمان، كانون مدافعان حقوق بشر دانشجويي، انجمن اسلامي دانشجويان طيف شيراز...

البته جعلي‌سازي پيش از اين صورت گرفته بود، اما از سال ۸۴ «پروژه» نهادسازي‌هاي مجعول به‌طور سازمانيافته‌اي كليد خورد و ادامه يافت؛ به‌طوريكه پس از گذشت سه سال، نهادهاي مجعول خواستار لغو رسمي و محو تشكلهاي اصلي شدند.(درخواست طيف مجعول شيراز دفتر تحكيم وحدت براي اعلام رسمي غيرقانوني بودن طيف علامه دفتر تحكيم)

حالا ديگر همچون مجلس هفتم و هشتم، نهادها و تشكلهايي با نام قبلي وجود دارند. انجمن‌هاي جعلي در دانشگاه‌ها هستند و به‌‌ظاهر جاي انجمن‌هاي اصلي را گرفته‌اند... كميته‌هاي حقوق بشر فعالند! اما آيا اين تلاش مذبوهانه براي نهادسازي مي‌تواند تداوم داشته باشد و آيا به حاشيه راندن تشكلهاي مدني و جايگزين كردن نهادهاي امنيتي با نام آنها، تشكل‌هاي اصلي را از گود خارج مي‌كند؟

تجربه اين چندساله نشان داده كه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان و ديگر نهادها و تشكلهاي مدني و دانشجويي، پس از تعليق، بعضا فعالانه‌تر و حتي بي‌مهاباتر از پيش فعاليت كرده‌اند.

تلاش دولت و وزارت علوم براي ايجاد انجمن‌هاي جعلي، با توجه به تجربه نسبتا و به‌ظاهر موفق حاكميت در ايجاد مجلس مجعول، توجيح مي‌شود؛ اما شايد انتظار اين مقاومت در بدنه دانشجويي در رابطه با انجمن‌ها نمي‌رفت. و اينگونه شد كه انجمن‌هاي دولت‌ساخته و مجعول حتي به‌نسبت ديگر تشكلهاي اقتدارگرا و موردحمايت دولت، از پشتوانه بسيار ضعيفتري در بين دانشجويان برخوردار شدند.

اين مطلب در خبرنامه اميركبير

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:5  توسط مهران فرجی  | 

 

صادق چناری به خاطر انتقاد از مسئولان دانشکده خبر به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد.

صادق جان شک نکن که این حکم اجرا نخواهد شد. امروز همه بچه‌ها با همند.

آنها اشتباه بزرگي مرتكب شدند كه تاوانش را به‌زودي مي‌دهند...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 10:56  توسط مهران فرجی  | 

درست يادم نيست اما فكر مي‌كنم هوا خيلي سرد بود
 
سال پيش همين روز آنچنان غرق بودم كه با دل، آنچه كه در زير آمده را نوشتم. سوز دل بود و غم درون؛ البته حالا ۲۵ را ۲۶ كردم، و يادم نيست كه چطور گذشت... البته غم، كمي از سر به‌در شد و كمي گرمترم! و بيشتر از پيش، گرفتار روزگار
 
 
هوا سرد بود

 

يخبندان بود و سوز سختي استخوان‌ها را مي‌لرزاند

برف آمده بود و زمين يخ زده بود.

 

خانه‌اي قديمي در خيابان منتظري قزوين.

درِ كوچك خانه كه باز مي‌شد، چند پله به سمت پايين بود و بعد هم حياط.

 بابا يخ پله‌ها را شكسته بود

همه شيرهاي آب جز يكي كه به زور گرم نگهش داشته بودند، يخ زده بود

 

مادر آمد...

با بابا.

 

از لاي چند پتو، چشم‌هايم به بيرون بود و دنيا را نگاه مي‌كردم.

 

اين را برادرم مي‌گويد.

۲۶سال پيش بود... ششم بهمن‌ماه 1361

۲۶ سال از آن روز سرد مي‌گذرد.

امروز هم سردم است...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 11:2  توسط مهران فرجی  | 

در اعتراض به جنگ‌طلبي‌هاي دوجانبه و سوءاستفاده برخي، از اين فضا براي سركوب منتقدان در داخل كشور...

در اعتراض به فريادهاي دروغين بشردوستي و سركوب منتقدان به بهانه غزه، نام وبلاگم را تا يك هفته گذاشتم، «غزه اينجاست...»
شما هم اگر خواستيد اين كا را بكنيد.

اين لينك را هم در صفحه جديد ببينيد، جالب است:

http://www.autnews.us/archives/1387,11,00016076

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:11  توسط مهران فرجی  |