تبليغاتX
روز نو

روز نو

 

سحر رومي دانشجوي مترجمي خبر دانشكده خبر بر اثر تصادف فوت كرد.

 

هر چه فكر مي‌كنم قيافه‌اش به يادم نمياد. اصلا يادم نيست كه درسش تمام شده بود يا ترم آخر بود. فقط يادم هست كه يك بار در وبلاگم نظري گذاشته بود.

فرقي نداره او ديگر مرده...

باورش سخت است. براي همه. خدا به خانواده‌اش صبر بدهد؛ و به ما هم. هرچند كه او را درست به خاطر نمي‌آورم و تصویری ناواضح از او در ذهنم هست.

اين آخرين مطلب وبلاگ اواست:

مرا چه به تنهایی و سکوت ؟


نقاشی می کشم .
دنیای وارونه ام را ،
از اینجا تا بی انتهایی تو .
رنگ در طرح .
بوسه ای بر باد .
درختی در آغوش خاک .
آسمانی بی ماه .
طبیعتی برهنه
و من .
چشمانم حکایت ها دارد ...
مرا چه به تنهایی و سکوت ؟
زندگی باید

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 11:21  توسط مهران فرجی  | 

 
عبدالله نوری:پاسخ من براي‌‏کانديداتوري مي‌‏تواند، مثبت ‌‏باشد
توانايي احراز مسووليت رياست‌‏جمهوري را دارم
 
 
مطلبی که سحر رضازاده برای خاتمی نوشته را هم در پنجره ای جدید بخوانید:
 

عبدالله نوري درمورد کانديداتوري‌‏ درانتخابات رياست‌‏جمهوري دهم، گفت: "درباره انتخابات چنانچه سؤال اين باشد که آيا بنده توانايي احراز مسووليت رياست‌‏جمهوري را دارم و آيا مي‌‏توانم کارمثبتي انجام دهم و تاثيرگذار باشم؟ پاسخ من منفي نيست بلکه معتقدم چنانچه شرايط چنين فرضي را ايجاب کند پاسخ من مي‌‏تواند مثبت هم باشد."

به‌‏گزارش"ايلنا"، عبدالله نوري‌‏، وزيرکشوردولت‌‏اصلاحات، درجمع‌‏ فعالان سياسي اصلاح‌‏طلب و تحول‌‏خواه استان گيلان، ضمن اشاره به شرايط‌‏ موجودکشور و آرايش نيروهاي سياسي، اظهارداشت: "با اين حال موضوع مهم اين است که چه شرايط و زمينه‌‏هايي بايد براي رياست‌‏جمهوري هرفردي محقق شود و آيا اين پيش زمينه‌‏ها وجود دارديا نه، که بدون پاسخ دادن به آن به اعتقاد من نبايد حرکت خامي صورت گيرد."
وزيرکشوردولت‌‏اصلاحات، با بيان شرايط نامناسب اقتصادي و مديريت فعلي کشور و برشمردن تاثيرات نامطلوب و مخرب تحريم‌‏هاي جهاني و مشكلاتي که اين تحريم‌‏ها براي کشور به وجود آورده است، به لزوم قدرت تصميم‌‏گيري رئيس‌‏جمهور آينده اشاره کرد و تصريح‌‏کرد: "اگر قرار باشد درچهار سال آينده نيز موضع‌‏گيري‌‏ها درباره مسايل مهم کشور از جمله بحث هسته‌‏اي و مناسبات منطقه‌‏اي و بين‌‏المللي به همين شکل باشد، رئيس‌‏جمهور آينده حتي اگر از اصلاح طلبان هم باشد بدون قدرت تصميم‌‏گيري، شرايط فوق العاده دشواري پيش رو خواهد داشت."
نوري بايادآوري پايين آمدن قيمت نفت در روزهاي اخير، گفت: "منابع درآمدي ما به طورکلي در دو بخش است، منابع نفتي و منابع مالياتي و ساير، بايد توجه داشت که وقتي درآمد نفتي کاهش مي‌‏يابد، سطح درآمدهاي دولت ناشي از عوارض و ماليات نيزکم مي‌‏شود. يعني پول نفت بر بودجه ايران، هم تاثيرمستقيم و هم تاثير غيرمستقيم دارد. هزينه‌‏هاي جاري هم به گونه‌‏اي است که با توجه به نرخ تورم نه تنها قابل کاهش نيست که چه بسا نياز به ترميم و افزايش به ويژه در ارتباط با حقوق بگيران داشته باشد.
وي افزود: نمونه ديگر وابستگي نگران کننده کشور به واردات در زمينه‌‏هاي گوناگون با توجه به کاهش شديد درآمد نفتي است، از نيازمندي در بخش کشاورزي تا صنعت و تکنولوژي، از کالاهاي مصرفي تا سرمايه گذاري و توليد. مثال مشخص در اين زمينه بحث گندم است، در اواخر دولت اصلاحات در بحث گندم به خودکفايي درتوليد رسيديم ولي درسال جاري اقدام به واردات گندم کرده‌‏ايم‌‏ جالب آن که تجارت جهاني گندم در دنيا حدود 100 ميليون تن است که امروز 6درصد آن، يعني 6ميليون تن را ايران خريداري مي‌‏کند به گونه‌‏اي که ايران در صدر خريداران گندم جهاني قرارگرفته است."
عبدالله نوري در ادامه اظهارداشت: آيا واقعاً رئيس‌‏جمهور قادر است برنامه‌‏هاي خود براي حل برخي مشکلات اقتصادي مرتبط با سياست خارجي، ايجاد امنيت اقتصادي، تعامل و تنظيم روابط بين‌‏المللي و يا ده‌‏ها موضوع ديگر را اجرا کند؟ آيا در تعامل با نهادهاي پاسخگو و غيرپاسخگو توانايي دارد؟ آيا مي‌‏تواند به پشتوانه اينکه منتخب مردم است بر دفاع از برنامه‌‏هاي خود اصرار و پافشاري نمايد؟ يا در نهايت به يک تدارکاتچي بدل خواهد شد؟"
وزيرکشور دولت ‌‏اصلاحات در ادامه با اشاره به دو ديدگاه در نقد اصلاحات، گفت:" اکنون تقريباً همه فعالان اصلاح‌‏طلب معتقدند که فرصت‌‏هايي از دست رفته است. اما اين نقد از دو ديدگاه مطرح مي‌‏شود برخي معتقدندعدم تحقق اهداف اصلاحات ناشي از تندروي‌‏ها بوده است و درمقابل بعضي ديگر مي‌‏گويند که فرصت سوزي‌‏ها نتيجه کندروي‌‏ها و فراموش کردن شعارها بوده است."
مدير مسئول روزنامه توقيف شده خرداد، ادامه داد: "ما در زمان اصلاحات با مساله‌‏اي مواجه بوديم که خيلي هوشندانه طراحي شده بود. از ابتداي اصلاحات، اصلاح طلبان را به دو دسته معتدل و افراطي تقسيم کردند.(شايد هم توسط خود اصلاح طلبان اين تقسيم بندي صورت گرفت) ولي در هيچ جا من نديدم بگويند اصلاح طلب‌‏ها سه دسته‌‏اند معتدل، افراطي و تفريطي . بله براي محدود کردن اصلاحات و اصلاح طلب‌‏ها، هرآدم معتدلي افراطي ناميده شد تا از خواسته‌‏هاي خود عقب برود، اما هيچ وقت کسي به تفريطي بودن متهم نشد. نتيجه اين روند هم اين شد که تفريطي‌‏ترين افراد، معتدل ناميده شوند و بسياري از برنامه‌‏ها و شعارها اجرايي نگردد."

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:33  توسط مهران فرجی  | 

هفته گذشته تريبون آزاد و تجمع دانشجويان دانشكده خبر برگزار شد. هفته قبلش هم تجمعي ديگر برگزار شده اما نتيجه‌اي نداده بود.

خواسته‌ها مشخص بود. بازگشت قيمت غذا، نشريات دانشجويي، تشكل‌ دانشجويي، به‌كارگيري اساتيد باتجربه به‌جاي اساتيد بي‌تجربه و نالايق از دوستان و هم‌مدرسه‌اي‌هاي سابق مسئولان دانشگاه، جلوگیری از برخوردهاي نامناسب با دانشجويان، خودداری مسئولان مالی از فشار به دانشجويان براي دادن شهريه و ...، خواسته‌هاي دانشجويان بود.

هرچند كه در تجمع دانشجويان، معاون دانشجويي دانشكده و برخي افراد ديگر، قصد داشتند موضوع اعتراضات را تنها محدود به مسئله غذا كنند، اما موفق نشدند و دانشجويان تاكيد كردند كه خواسته‌ها، همه آنچه است كه بيان شده است.

 اما مسئله‌اي ديگر هم در اين تجمع رخ داد. مسئول محترم بسيج دانشكده خبر بار ديگر به جمع آمد و اجازه سخنراني هم يافت. ما با اين كار خود نشان داديم كه براي همه، چه دانشجو و چه ... ، احترام قائليم و مي‌توانيم حرف همه را بشنويم. مي‌توانيم به همه اجازه دهيم تا در تجمع ما بيايند و صحبت كنند؛ اين فرد مي‌‌تواند با ما از لحاظ فكري مخالف باشد. بر همين اساس، تريبون آزاد و تجمع دانشجويان، علاوه بر نمايش قدرت بدنه دانشجويي، نمايش دموكراسي هم بود. هرچند كه برخي، جز خود و جريان فكري خود، چيز ديگري را نتوانند ديد و اين را علنا بيان مي‌كنند.

 

البته همه ما از دلايل مطرح كردن مسله غذا از سوي بسيج اطلاع داريم و مي‌دانيم كه ماجرا به اختلاف احمدزاده كرماني و بهداد، مديرعامل ايرنا، برمي‌گردد اما در عين حال خوشحال شدم كه مسئول محترم بسيج با صدور بيانيه و ... نه‌تنها روند توهين به دانشجويان را پيش نگرفت بلكه اين‌بار تا حدودي در كنار دانشجويان بود ( با اين آگاهي از پشت پرده اين ماجرا و اينكه برخي مي‌خواستند موضوع را محدود به غذا كنند ).

در هر صورت مي‌خواستم به همين خاطر از مسئول بسيج تشكر كنم و خودم را براي اداي اين احترام و تشكر آماده مي‌كردم كه نامه اين برادر به مديرعامل ايرنا را ديدم كه تقريبا روي همه بوردها خورده بود.

جدا از اينكه هدف از اين نامه محكوم كردن ايرنا و بي‌گناه جلوه دادن مسئولان دانشكده خبر بود، مسائلي در نامه اين دوست عزيز مطرح شده بود كه به نظرم آمد، باز هم همان روند قبلي در جريان است.

در حالي كه در تجمع روز سه‌شنبه، تنها «دانشجويان» دانشكده خبر بودند كه حضور داشتند و براي شنيدن پاسخ رييس دانشكده خبر به طبقه چهارم رفتند، اما در اين نامه آمده بود: اين موضوع بهانه‌اي براي "سوء‌استفاده‌كنندگان" از مسايل صنفي دانشجويان دانشكده شده است.  ... حل مسئله غذا باعث ياس و سرخوردگي "سوء‌استفاده‌كنندگان"، "بهانه گيران" و "نماينده احزاب" مخالف دولت خواهد شد.   ... اين مشكلات به‌دليل سوءمديريت‌هاي گذشته و ناتواني در حل آنها به وجود آمده است. 

با ديدن اين نامه و متهم كردن دانشجويان و توهين به آنها با به‌كار بردن الفاظي كه در بالا آمد، به اين نتيجه رسيدم كه مسئولان دانشكده و بسيج محترم از اين نامه چند هدف دارند:

 اول اينكه دانشجويان متجمع را متهم و به آنها توهين كنند كه اين موضوع در نامه مشهود بود، دوم اينكه مسئله و مشكل دانشجويان را محدود به مسئوله غذا كنند كه البته در اين رابطه كاملا ناكام بودند، سوم اينكه با متهم كردن ايرنا، سمت و سوي اعتراضات را از مسئولان دانشكده منحرف كنند، چهارم اينكه بسيج محترم هم در مسئله وارد شود و بگويد ما هم دانشجو هستيم، و پنجم، با توجه به اتهاماتي كه در اين نامه مطرح شده بود، مسئولان دانشكده خبر قصد دارند با حساس كردن دانشجويان، سمت و جهت انتقادات و اعتراضات را به سوي بسيج ببرند، يعني ما به جاي صرف انرژي در نقد مسئولان نالايق دانشكده، به زمين جنگ با بسيج برويم و از اين طريق هم، بار فشار به مسئولان دانشكده كاهش يابد و هم در رسيدن به هدفمان ناكام بمانيم.

اين موضوع آنقدر واضح و همچنين «بي‌ارزش» و از پيش شكست‌خورده بود كه نمي‌خواستم مطلبي درباره‌اش بنويسم اما بد نديدم كه از اين طريق به مسئولان دانشكده خبر بگويم، دستشان «به‌طور كامل» رو شده است. ما دانشجويان آگاهيم و اين را هميشه ثابت كرده‌ايم.

.....................

 هفته گذشته یک اتفاق دیگر هم افتاد و یادواره شهدای رسانه از سوی دانشکده برگزار شد اما تعدادی از دانشجویان با توجه به شناختی که از هم‌کلاسی‌ها و همکاران سابق خود داشتند، تصميم گرفتند به خانه آنها بروند. چهارشنبه عصر چند تماس گرفته شد و خانواده دو شهيد عنوان كردند كه پيش از ما افراد ديگري از آنها دعوت كرده‌اند و در رودربايستي قرار گرفته‌اند و اگر ممكن است عصر روز پنجشنبه به خانه‌هايشان برويم. به اين خاطر كه عصر پنجشنبه بچه‌ها كمتر مي‌توانستند همراهي كنند و به خانه شهدا بيايند، تصميم گرفته شد تا صبح روز پنجشنبه تنها به خانه شهيد مهدي اناري برويم.

مراسم خوبي بود و با اتوبوسي كه با پول شخصي تهيه كرده بوديم به آنجا رفتيم و خانواده شهيد مهدي اناري هم خيلي خوشحال شدند. برخي افراد در دانشكده زماني كه ما رفته بوديم گل بگيريم به راننده اتوبوس گفته بودند، ما هزينه‌ات را مي‌دهيم، اينها را نبر كه راننده اتوبوس قبول نكرده و اين موضوع را به ما منتقل كرد. (برايتان متاسفم)

 اما جالب وقتي بود كه برگشتيم و ديديم كه به‌غير از سه يا چهار دانشجو كه آنها هم در تدارك برگزاري برنامه بودند، هيچ دانشجوي ديگري در برنامه دانشكده حضور نداشت و به نمايش دانشكده در گراميداشت شهدا رنگ و آب نداد... سخت است...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 11:48  توسط مهران فرجی  | 

 

اين دو لينك را هم در صفحه جديد بخوانيد:

تحصن دانشكده خبر:

http://asriran.com/fa/pages/?cid=58538

http://www.autnews.us/archives/1387,09,00014425

شاید فشار مشکلات اقتصادی به مردم و فشارهای سیاسی به فعالان مدنی باعث شده است که فضا کمی زودتر از دوره‌های قبل، در این دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، انتخاباتی شود. در این بین، سازمان مجاهدین و کارگزاران و جبهه مشارک هم با طرح دوباره خاتمی، او را تنها امید برای تغییر در شرایط فعلی دانستند.

با سید محمد خاتمی به یاد خنده‌هایش افتادم. مرد رئوفی که شاید همه چیز را خوب می‌خواست؛ اما خنده‌های او گاه تلخ بود. خنده‌های او به 18 تیر. به بازداشت دانشجویان، به صدور احکام سنگین و ناعادلانه برای دانشجویان و فعالان سیاسی. به رد لوایح دولت و مصوبه‌های مجلس با حکم حکومتی و یا در شورای نگهبان. به توقیف نشریات و روزنامه‌ها...

این خاتمی که می خواهد بیاید کیست؟  او می‌خواهد چه کند؟ خنده‌های او به گریه‌های ما چه دردی را دوا می‌كند؟

آیا خاتمی متفاوت خواهد بود؟ جدا از نقد بر برخی از افکار خاتمی، آیا خاتمی در منش خود می‌تواند تغییری دهد؟ آیا او در این چهار سال دوری از قدرت، ایستادگی را آموخته؟ آیا او حالا می‌فهمد که مقاومت مدنی به چه معنا‌است؟

خاتمی اگر بخواهد بیاید باید متفاوت باشد؛ آیا اصلا چنین تغییری امکانپذیر است؟ خاتمی شروط مبهمش را برای کاندیداتوری اعلام کرده است، اما او نباید فراموش کند که جامعه نیز شروطی برای حمایت از او دارد. جامعه‌ای که سال 76 به وعده‌های خاتمی رای داد و آن وعده‌ها را پس از 8 سال بر زمین دید. حمایت از خاتمی همانقدر می‌تواند عجیب باشد که حمایت از احمدی‌نژاد. مگر نه اینکه خاتمی خود به ناتوانیش اذعان کرد؟ پس حمایت از فردی ناتوان و از همه عجیب‌تر التماس از او برای کاندیداتوری چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ اگر قرار است برخی هم از او حمایت بکنند، حداقل شروطی برای حمایت خود بگذارند.

شرط حمایت امروز از خاتمی اعلام شفاف و شجاعانه برنامه‌های اصلاح‌طلبان است. برنامه‌هایی که قطعا با چالش‌های نهادهای غیرانتخابی روبه‌رو است و خاتمی باید وعده دهد که در مقابل این چالش‌ها لبخند نمی‌زند و مردم نیز باید وعده دهند که با چالش‌ها کنار نخواند آمد. خاتمی هشت سال تجربه و چهار سال نگاه شاید حسرت‌بار به آن هشت سال را با خود دارد. شاید به قول احمد زیدآبادی مطرح کردن تغییر شخصیت افراد عبث و بیهوده باشد، اما این شرط یزرگ حمایت جامعه مدنی و دلشکستگان اصلاحات واقعی از خاتمی است. این جامعه دیگر صحبت در لفافه و سکوت و... را برنمی‌تابد.

 شاید انتظار تغییر در خاتمی به این خاطر خیلی هم غیر منطقی نباشد که او تجارب بزرگی را پشت سر گذاشته و فرصتهای عظیمی را هدر داده است. و اینکه اینبار فرصت‌ها را هدر ندهد و مصلحت افراد و نظام را به مصلحت مردم ترجیح ندهد، البته قطعا خواسته کمی نیست.

 اما در این میان اصلاح‌طلبان واقعی و تحول‌خواهان فردی را دارند که شاید خود، بیشتر، این شرایط را دارااست؛ همان شرایطی که خاتمی بعید است كه  برآورده کند. عبدالله نوری به عنوان اصلاح‌طلبی که بر اصول اصلاح‌طلبی ایستادگی کرد و تاوانش را نیز پس داد، به طور قطع گزینه‌ای مناسبتر است؛ هرچند که امید به تاییدصلاحیتش پایین باشد، اما نوری هم‌اکنون همان وضعیت معین در دوره قبل ریاست‌جمهوری را دارد و تنها در صورت اجماع فعالان سیاسی و اجتماعی و مردم،  است که او می‌تواند با سلامت از تیغ صلاحیت عبور کند و این هرگز غیر ممكن نیست.

 البته حمایت از او هم شروطی دارد و اینطور نیست که چشم‌بسته از او حمایت شود، تنها به این خاطر که سه سال در زندان بوده است. اینكه در مورد نوری هم التماس‌نامه‌ای به دست بگیریم و امضا جمع كنیم كار درستی نخواهد بود؛ اما نوری بیشتر شرایطی را كه برخی برای حمایت از خاتمی می‌گذارند، در خود دارد.

نگاهی گذرا به هزینه‌هایی كه تحول‌حواهان و اصلاح‌طلبانی كه بر اصول اصلاحات ایستادگی كردند، دادند ثابت كرده است كه آنها به‌دنبال آرمانی بوده و هستند كه در آن، رسیدن به مدیریت و... كمترین اهمیت را دارد. همان‌هایی كه از خاتمی حمایت كردند و او با حمایت آنها رییس‌جمهور شد. اما آرمان‌های حامیان فراتر از مصلحت‌اندیشی‌های مرد خنده‌رو بود؛ همان‌ها حالا می‌خواهند از فرد دیگری حمایت كنند...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 19:45  توسط مهران فرجی  |