تبليغاتX
روز نو

روز نو

 در شرایطی كه صدا و سیما و روزنامه‌های ایران و ‌وطن امروز و خورشید و جام‌جم و كیهان و خبرگزاری‌های فارس و ایرنا و تا حدودی هم ایسنا و... با بودجه‌های میلیاردی از بیت‌المال، به بولتن خبری دولت نهم برای حمله ناجوانمردانه به منتقدانِ حتی اصولگرا و ماست‌مالی مشكلات و معضلات كشور، تبدیل شده‌اند.

در شرایطی كه طاقت شنیدن زمزمه‌های انتقاد نیز نبود و شرق و هم‌میهن و شهروندامروز و... از تیغ تیز توقیف عبور كرده‌اند و معدود نشریات منتقد باقیمانده هم با احتیاط جرات نقادی دارند و از طرفی با توجه به قطع آگهی و سهمیه كاغذ، به‌سختی قدرت ابرازوجود پیدا می‌كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 11:23  توسط مهران فرجی  | 

به نظر من اصلا كار خوبی نیست كه آدم به برخی افراد بگوید، یك وبلاگ بدون اسم راه بیاندازند و در آن به او فحش بدهند(آن هم فحش‌های ناجور)، تا از این طریق مظلوم‌نمایی كندو بگوید، ببینید طرفهای من چه آدم‌های ... هستند.   نظر شما چیست؟ باباجان من دوره این‌كارها گذشت. آپ‌دیت نیستی‌ها!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 18:33  توسط مهران فرجی  | 

 

 نصب دوربین‌های مداربسته در کلاس‌های درس دانشگاه تربیت معلم کرج پس از تحصن و اعتراض‌های صنفی دانشجویان، نصب دوربین مداربسته در دانشگاه سبزوار، نصب دوربین‌ مداربسته در دانشگاه شیراز، نصب گیتهای امنیتی در ورودی‌های دانشگاه تهران، نصب دوربین مداربسته در دانشگاه مازندران، سختگیری ماموران حراست دانشگاه‌ها بر دانشجویان، ضرب‌وشتم دانشجوی دختر در بومهن و...

اینها خبرهایی است که تنها در همین یکی، دو ماه منعکس شده است. و همه این اتفاقات در مکانی رخ داده است به نام دانشگاه. و شاید این خبرها گم شود در لابه‌لای خبرهای دیگری از دانشگاه. خبرهایی از لغو مجوز نشریات تشکل‌های دانشجویی، توقیف نشریات، اخراج اساتید برجسته، احضار دانشجویان به کمیته انضباطی و دادگاه و...

«اینجا البته دانشگاه است»؛ و این جمله را د رهر خط شاید باید تکرار کنیم که یادمان نرود. دوربین، گیت، احضار، اخراج، توقیف، برخورد؛ همه اینها دیگر با نام دانشگاه در ذهن می‌آیند. اگر روزی، رییس دانشگاه، در اعتراض به بازداشت «دانشجویش» دانشگاه را تعطیل می کرد و مصرانه پیگیر آزادی «دانشجوی خود» بود، امروز اما تصور چنین انتظاری از رییس یک دانشگاه تصوری عجیب است. اگر روزی احضار یک دانشجو به کمیته انضباطی ثقیل و سنگین بود، امروز اما این عادی ترین برخورهاست.

اگر روزی دانشگاه مکانی بود برای تبادل نظر و در کنارهم بودن و ارتباط، امروز با شک می‌توان چنین نگاهی به دانشگاه داشت.

اینجا اما دانشگاه است؛ با شعاری که چند سال پیش دانشجویانش مطرح کردند: «دانشگاه پادگان نیست.» دانشجویان به دیدی اشاره می‌کردند و می‌کنند که آن را پادگانی می‌دانند. دیدی که در آن رییس معتبرترین دانشگاه کشور، موضوع لباس فرم یک‌دست برای دانشجویان را مطرح می‌کند و البته آن را پیشنهاد دانشجویان می‌داند! دیدی که دانشجویان معتقدند، به دانشجو به عنوان دانشجو نگریسته نمی‌شود و نگاهی امنیتی به دانشگاه دارد. د ر این شرایط است که رییس دانشگاه که روزی دانشگاه را در حمایت از دانشجویش تعطیل می‌کرد، امروز خود، عاملی برای برخورد است.

این دید اما همچنان حاکم است؛ دیدی امنیتی و پادگانی به دانشگاه که بر اساس آن تمام حرکات دانشجویان هم تحت کنترل قرار می‌گیرد و با هر حرکتی که خارج از چاچوب تشخیص داده شود، برخورد می‌شود. این دید حاکم است و با تمام نیرو ابرازوجود می‌کند. اینجا اما همچنان دانشگاه است و شعارش «دانشگاه پادگان نیست». شعاری که شاید تنها شعار ماند...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 17:42  توسط مهران فرجی  | 

 

ابتدا شهادتين را جاري و با توكل به ذات اقدس او و توسل به زهراي اطهر(س) و فرزند صالحش امام زمان(عج) به عنوان خادم امام رضا، ميلاد ايشان را كه در پيش است، تبريك مي‌گويم.


الله‌واكبر الله‌اكبر اشهد ‌ان ‌لا... خداوندا سپاسگذارم كه مرا در معبر بي‌تعارفي سخت قرار دادي تا در صحن مجلس، فرزند ملت و سرباز نظام در معرض سنجش و عيار انصاف وجودي نمايندگان قرار گيرد تا در ترازوي ايمان ديني، حق از باطل و سره از ناسره جدا شود، بدين اميد كه كالاي كرامت و ارزش‌هاي انقلاب با سنگ عدالت در معرض داوري و ارزيابي قرار گيرد.


 هدفم رضايت خدا و اقتدار ايران بوده و هست و پس از 30 سال همواره بر پايداري بر ارزش‌هاي ديني و انقلابي تاكيد كرده‌ام. خدايا تو شاهدي كه از هيچ مجاهدتي خالصانه به منظور اشاعه ارزش‌هاي ديني براي تحكيم اصولگرايي فروگذاري نكردم. در اين مدت طعم دشنام‌ها و تخريب‌ها را به جان خريدم.

انقلاب اسلامي اين دست فراز و فرود و مظلوم كشي‌ها را فراوان به خود ديده، آن روز كه قامت شهيد بهشتي مورد حمله قرار داده بودند را به ياد داريم، فضا آنقدر سنگين بود كه دوستان و همرزمانش كه ساليان سال پاكي، صداقت و پايمردي را با پوست و استخوان لمس كرده بودند، مهر سكوت بر لب زده بودند و امروز هم كه دوستان حمايت خود را پنهان از ديگران به من اعلام مي‌كنند، آن روز تداعي مي‌شود.

.............................

 این بخشی از سخنان وزیر كشور دولت محمود احمدی‌نژاد در مجلس بود كه در خبرگزاری‌ها منعكس شد...

ارزش‌هاي ديني، ارزش‌هاي انقلاب، امام زمان، رضايت خدا... ،دیگر این کلمه‌ها و كليدواژه‌هاي رياكارانه را هر روز و هر دقيقه مي‌شنويم؛ از هر كس و ناكسي.

خدایا ما را نجات بده از كردان‌ها...

 آنها كم نیستند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 19:4  توسط مهران فرجی  | 

 

سركوب جنبش‌ها نتیجه عكس خواهد داد

 

ماجرا از اوایل اردیبهشت ماه سال 86 آغاز شد. وقتی که چهار نشریه جعلی با نام و لوگوی نشریات دانشجویان منتقد دانشگاه امیرکبیر در سطح دانشگاه پخش شد. و در پی آن حوادثی رخ داد که تاریخ جنبش دانشجویی ایران فراموش نخواهد کرد. هشت دانشجوی پلی‌تکنیک بازداشت شدند و در این میان احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان به عنوان عومل اصلی در زندان ماندند. خلاصه وقایع را احمد قصابان، یکی از آن سه دانشجویی که سه آذز اهورایی لقب گرفتند، می‌گوید. او از حضور احمدی‌نژاد در دانشگاه امیرکبیر می‌گوید و از قائله نشریات جعلی و بازداشت و روند دادگاه، تا آزادی مشروط خود و دو همراهش در زندان. جنبش دانشجویی را همیشگی می‌داند و بر همیاری، همراهی و ائتلاف جنبش‌های اجتماعی تاکید می‌کند.

گفت‌و‌گوی دوساعته با احمد قصابان، دانشجوی رشته معدن دانشگاه امیركبیر(پلی‌تكنیك تهران)، که نخستین مصاحبه او پس از آزادی از زندان 15‌ماهه  است، در یکی از کلاس‌های یکی از دانشگاه‌های تهران انجام شد. گفت‌و‌گویی که در آن احمد از عزمی برای سرکوب جنبش‌ها می‌گوید و معتقد است که این سرکوبها نتیجه‌ای عکس خواهد داد.

این گفت‌وگو را بخوانید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 17:4  توسط مهران فرجی  | 

قبل از شروع سال تحصيلي جديد با خودم مي‌گفتم كه در اين سال فعاليتمان را بايد از سطح، به عمق ببريم و كارهايي بكنيم كه باعث افزايش آگاهي خودمان و بقيه دانشجويان دانشكده خبر بشود. ديدار با بزرگان فرهنگي و سياسي، برگزاري جلسات علمي و تئوريك با موضوعات مختلف و... موضوعاتي بود كه در ذهنم بود و فكر مي‌كنم همه هم موافق بودند.

 گذشت و در انتظار شروع ترم و آمدن بچه‌ها به دانشگاه بوديم كه اتفاقي كه همه مي‌دانند افتاد و من به‌خاطر انتقاداتي كه پيش از اين به نحوه مديريت كرده بودم و به‌ويژه به‌خاطر مطلبم در يكي از روزنامه‌ها، در محيط دانشگاه مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتم. فكر نمي‌كردم كه اين موضوع اينقدر پيچيده شود. به هر حال موضوع مهمي بود كه يك دانشجو در محيط دانشگاه مورد ضرب‌وشتم و توهين قرار بگيرد و چه‌بسا كه ممكن بود اين اتفاق براي هريك از دانشجوها بيفتد.

 در هرصورت به نطر من و متاسفانه اين موضوع باعث شد كه از اصل و از هدف و برنامه اصلي غافل بمانيم و اين همان چيزي است كه آنها مي‌خواهند. نمي‌دانم شايد بيش از حد به اين موضوع پرداخته شد؛ به‌طوري كه بيشتر بحث‌هاي بچه‌ها حداقل در يكي، دو هفته اول، پيرامون آن بود. اما ما نبايد از هدف اصلي كه همان ارتقاي سطح دانش و آگاهي خودمان و دانشجويان و جامعه است غافل مي‌مانديم.

 آگاهي‌دهي وظيفه اصلي دانشجو به عنوان فردي تحصيل‌كرده است. هرچند كه برخي از اين آگاه شدن مردم مي ترسند و آن را در تضاد با منافعشان مي‌دانند. مردمي كه آگاه باشند، حقشان را مطالبه مي‌كنند. اصلا ما براي چه به دانشگاه آمده‌ايم؟ مگر نه اينكه به‌غير از خواندن درس، فهم و شعورمان را بالا ببريم و اين را به ديگران هم منتقل كنيم؟

درست است كه برخي مسئولاني هم كه انتصاب مي‌شوند، اين وظيفه را دارند كه به‌نوعي جلوي اين ارتقاي علم را بگيرند، اما ما؛ اين دانشجويانيم كه بايد مقاومت كنيم و اگر زورمان هم نرسيد، حداقل اعتراض كرده باشيم. حداقل جلوي برخي كارها را گرفته باشيم. حداقل در آينده بگوييم كه ما بوديم و اعتراض كرديم و اين اعتراض نتايجي هم قطعا خواهد داشت.

فكر مي‌كنم كه موضوع ضرب‌وشتم من، هرچند كه هنوز با پيگيري‌هاي برخي افراد در دانشكده خبر، رها نشده است و از طرفي من هم با توجه به اين شرايط، به‌طور ‌جدي پيگيرش هستم، اما نبايد نيرو، وقت و انرژي ما را بگيرد و نبايد بيش از اين ذهنمان را به اين موضوع مشغول كنيم.

در رابطه با ضرب‌وشتم من، افكار عمومي دانشكده خبر به قضاوت نشست و منصفانه هم به‌قضاوت نشست. همين براي من كافي است. همين كه دست كثيف برخي افراد بيش از پيش رو شد كافي است. پس چه بهتر كه عزممان را جرم كنيم براي آرمان‌‌خواهي دانشجويي و مطالبه‌گري كه ويژگي اصلي دانشجو است و افزايش آگاهي خودمان، و همچنين پيگيري خواسته‌هاي صنفي و به‌حقمان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 13:28  توسط مهران فرجی  |