تبليغاتX
روز نو

روز نو

این هم لطفی كه دوستان كردند و در سایت دانشجویان دانشكده خبر و گویا سابتها و چند روزنامه‌ دیگر منتشر شد:

 ۱۱۰ نفر از دانشجویان دانشکده خبر با امضای نامه‌ای سرگشاده خواستار برخورد دستگاه قضایی با عامل ضرب‌وشتم یکی از فعالان دانشجویی در دانشکده خبر شدند.

به گزارش تریبون ، در این نامه که رونوشت آن برای ریاست قوه قضاییه، وزیر علوم، رییس دانشگاه جامع علمی-کاربردی، مدیرعامل ایرنا و رسانه‌های گروهی فرستاده شده، آمده است: « چندی پیش یکی از دانشجویان دانشکده خبر در محیط مقدس دانشگاه مورد ضرب‌وشتم و فحاشی یکی از کارمندان دانشکده قرار گرفت.

این دانشجو زمانی که طی تماس قبلی، قصد صحبت با معاونت آموزشی دانشکده را داشته به‌ناگاه مورد ضرب‌وشتم یکی از کارمندان حوزه ریاست دانشکده خبر قرار گرفت.

این حادثه به‌دنبال انتقاد این دانشجو از ضعف مدیریتی دانشکده در یکی از روزنامه‌ها رخ داد.»

در ادمه این نامه آمده است: «ما دانشجویان دانشکده خبر ضمن اعلام انزجار از این عمل غیراخلاقی، خواهان برخورد قضایی با فرد ضارب و افراد مرتبط با وی هستیم و حفظ امنیت روانی و فیزیکی دانشجویان در محیط دانشگاه را نخستین حق خود می‌دانیم تا دانشجویان بتوانند در محیطی امن، ارتقای علمی و فرهنگی میهن عزیزمان را فراهم سازند.

ما دانشجویان دانشکده خبر همچنین از بسیج دانشکده می‌خواهیم که با حفظ حرمت و شان نام بسیج، از تبدیل شدن به ابزار و آلت دست برخی مسئولان در وارونه جلوه دادن ماجرا جلوگیری کند.

در پایان از دستگاه محترم قضایی درخواست می‌کنیم تا به‌دور از برخی جنجال‌آفرینی‌های عاملان این حادثه، نسبت به برخورد قاطع با فرد ضارب که یکی از مسئولان حوزه ریاست دانشکده است، اقدام کند تا از تکرار چنین حوادثی آن هم در محیط مقدس دانشگاه جلوگیری شود.»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 18:20  توسط مهران فرجی  | 

متهم پرونده ضرب وشتم من که البته شاکی شده است! در جلسه بازپرسی چنین گفت: حاج آقا! جناب آقای دکتر یامین‌پور که در دوره وزارت آقای پورمحمدی در وزارت کشور، مشاور ایشان بوده‌اند تایید می‌کنند که فرجی به مسئولان نظام توهین کرده است.

 

اما آنچه که نباید گفته می شد اما ...

 

پس از ضرب‌و‌شتم من در دانشکده و درست دو روز بعد، آقای « ر - ا - ک» قراری با آقای «ب-ا»، سردبیر سایت {رج...} گذاشت و در این ملاقات یک زونکن پر از مدارکی که به زعم خودش علیه من بود به این آقا داد و گفت: پدرش را دربیار. مدارکی که شامل مطالب من در روزنامه‌ها و وبلاگم می‌شد که به عقیده آقای «الف» در آنها به مسئولان نظام اهانت کرده‌ام!

آقای الف روز قبل از این کار، در تماسی با همین فرد به او گفت: یک مطلب بزن و ماجرای ضرب‌و‌شتم یک دانشجو را برعکس نشان بده. که این کار همان روز در سایت {رج..} صورت گرفت.

آقای «و ـ ی» در همان روز حادثه بیانیه‌ای نوشت و به برخی افراد داد و گفت که این بیانیه را به فارس و ایرنا بدهید. اگر این کار را نکنید محکوم می‌شویم.

بیانیه هم همان روز منتشر شد.  آقای «ی» و آقای «الف» و همچنین آقایان ... ، ... و ... با تحریک فرد ضارب به او گفتند که باید شکایت کند تا دست پیش داشته باشد.

متهم پرونده پس از شکایت و در روز رسیدگی به پرونده در تماس لحظه‌به‌لحظه با آقای «ر- ا» و « و- ی» بود؛ به طوری که هر لحظه حتی از اینکه الان چه کسی آمد و چه کسی رفت را گزارش می داد و می‌پرسید، دکتر حالا چی کنم؟

روز رسیدگی اولیه به پرونده در دادسرا، فرد ضارب با خودرو و راننده دانشکده به محل دادسرا منتقل شد.

در مراجعه یکی از دانشجویان به دفتر آقای «و - ی» ایشان گفته که من کسی را تحریک نمی‌کنم و موضوع به من ربطی ندارد اما وقتی این دانشجو از اتاق این آقا بیرون آمده و درحال صحبت با ضارب بوده آقای «ی» بیرون آمده و گفته، فرجی به این دلیل و آن دلیل محکوم است، به کارمند دولت اهانت کرده و به نظام ...، بعد این دانشجو از آقای ی پرسیده، شما که گفتید ارتباطی با این ماجرا ندارید؟!

آقای «د» وقتی دو نفر از کارمندان ایرنا با او صحبت کرده‌اند و گفته‌اند که چرا شش نفر از دانشجویان را به خاطر مسایل سیاسی انداخته ای؟ گفته است، اینها در وبلاگ‌هایشان درباره دانشکده خبر مطلب نوشته‌اند !

او همواره عنوان می‌کرد که نمره‌هایش سیاسی نبوده است در حالی که شش نفر از دانشجویان منتقد به طور مشخص، در حالی که به بیشتر سئوال‌ها پاسخ داده بودند، افتاده‌اند و مابقی قبول شده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 11:53  توسط مهران فرجی  | 

با پیگیری شکایت مسئول‌دفتر رییس دانشکده خبر بار دیگر به کلانتری ۱۰۴ عباس‌آباد احضار شدم.

این در حالی‌است که طبق توافقی که روز دوشنبه هفته قبل و با حضور چند نفر از مسئولان دانشکده صورت گرفت، قرار بود، هم من و هم فرد ضارب که او هم شکایت کرده بود! با توجه به اينكه حضور در کلانتری و دادسرا و... در شان دانشجو نیست، شکایتمان را پس بگیریم.

من هم به احترام خانم رفعتی و الله‌داد و برخی افراد دیگر، حاضر شدم شکایتم را پس بگیرم تا موضوع در دانشکده خبر و دانشگاه جامع، ایرنا و در مراجعی غیر از مراجع قضایی و انتظامی پیگیری شود.

پس ار پايان جلسه نیز مقرر شد که موضوع در هیچ وبلاگ، سایت یا روزنامه‌ای، رسانه‌ای نشود اما روز بعد، وبلاگ منتصب به حامیان رییس دانشکده خبر مطلب کذبی را در این باره منعکس کرد؛ اما با این وجود من دیگر پرونده را دنبال نکردم.

طبق توافق، قرار شد که موضوع بررسی احتمال شرب خمر و مصرف قرص روانگرادان که مطرح شده بود، در سایت دانشجویان و وبلاگ من تکذیب شود که این کار همان روز صورت گرفت؛ هرچند که در صورت ادامه روند در داسرا، این موضوعات و احتمالات دیگر باید بررسی می‌شد. با این حال من چنین موضوعی را تکذیب کردم و شکایتم را هم پیگیری نکردم تا اینکه روز گذشته مسئول دفتر رییس دانشکده خبر به همراه یک مامور به محل کار من آمد و احضاریه‌ای به کارمند نگهبانی داد که طبق آن باید راس ساعت ۸ صبح روز شنبه، بیست‌وهفتم مهرماه در دایره قضایی کلانتری حاضر شوم تا به دادسرا ارجاع شوم.

با ابلاغ این احضاریه مشخص شد که فرد ضارب بر خلاف توافق و قرار قبلی در حضور چند مسئول دانشکده، شکایتش را دنبال کرده است. به این ترتیب من هم پرونده شکایتم را که مسکوت مانده بود با کمک وکیلم به جریان انداختم و پرونده به دادسرا فرستاده می‌شود.

در هر صورت سرانجام تحریک و فشار برخی افراد نتیجه داد. افرادی که در جریان این حوادث دست به هر کار کثیفی برای کوبیدن من زدند و اطلاعات کاملا موثق از برخی تماس‌های یکی از مسئولان اصلی دانشکده با مدیر یکی از سایت‌های موهن و برخی اقدامات دیگر برخی افراد دارم که امیدوارم ناچار به بازگو کردن آنها نشوم.

متاسفانه با وجود اینکه تمام سعیم را برای جلوگیری از تشنج صورت دادم برخی افراد گویا منافعشان در همین تشنج تعریف شده است و خواهان این هستند که جو عادی حاکم نباشد.

خداوند جاي حق نشسته است برادران به‌ظاهر مسلمان. برادران! با افكار عمومي چه مي‌كنيد؟

امیدورام که کار دانشکده به جاهای بسیار باریک که تا به حال جلویش را گرفته‌ایم کشیده نشود. امیدورام آن مدعیان اسلام که وی را تحریک و حمایت می‌کنند سر عقل بیایند تا همه چیز خرابتر از این نشود.

http://teribon.com/1387/07/23/faraj-2/

 

http://yedafe.blogfa.com/post-68.aspx

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 11:25  توسط مهران فرجی  | 

 در مطلب مربوط به ضرب‌وشتم من در دانشكده خبر موضوع بررسی احتمال شرب‌خمر یا مصرف قرص روانگردان عامل ضرب‌وشتم در دادسرا، عنوان شده بود كه چنین موضوعی صحت ندارد. به این ترتیب احتمال شرب‌خمر و موضوعاتی از این دست از سوی فرد ضارب، تكذیب می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 20:34  توسط مهران فرجی  | 

 

دكتر! من حیوان مدرن تو را دیدم.
 
همین‌جاست! خودم دیدم. با چشمهای خودم.
 
نگاه كن! همین‌جا
 
كنارت را ببین! خودت را نگاه كن!
 
من دیدمش؛ باور كن
 
پستی و رذالتش را لمس كردم
 
من دست‌وپا زدن حیوان عصر مدرن تو برای «ماندن» را دیدم.
 
می‌دانی! رذالت حیوان مدرن تو را در هیچ حیوان درنده‌خوی دیگری ندیده بودم.
 
دكتر!
 
من می‌ترسم اما نه از حیوان مدرن
 
فقط حالم را بد می‌كند.
 
من از مرگ می‌ترسم؛ و از خدا
 
دكتر! من یك بار مرگ را كنار خودم، چسبیده به خوردم، دیدم. می‌فهمی؟
 
پس دیگر از آن حیوان نمی‌ترسم
 
دیگر حیوان مدرن تو فقط مرا افسرده می‌كند و پریشان؛ كه چرا اینگونه شد؟
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 20:13  توسط مهران فرجی  | 

 

حدود ساعت ۱۱ روز یكشنبه، سی‌ویكم شهریورماه، به‌دنبال تماس مسئولان معاونت آموزشی دانشكده خبر برای مشخص شدن وضعیت دو واحد درسی‌ام به دانشكده خبر رفتم و از پسر جوانی كه گویا به‌تازگی مسئول دفتر بخش ریاست دانشكده شده پرسیدم، خانم رفعتی هست؟ كه پاسخ داد، نه نیامده و امروز هم نمی‌آید. شما؟ گفتم، فرجی. گفت: مهران فرجی دیگه؛ نه؟ گفتم بله. بعد حضور خانم‌ الله‌داد را جویا شدم كه باز هم پاسخ داد: نه نیست نمیاد. بفرماید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 21:15  توسط مهران فرجی  |